قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4847
تاريخ الفي ( فارسى )
كه به جان امان يابد ، همين لحظه بيرون بايد آمد ، و الا بعد از گرفتن قلعه خون همه در گردن اوست . » و مصر روز ديگر با تيغ و كفن بيرون آمد و پناه به اميرزاده محمد سلطان برد و آن جناب خون او را از آن حضرت درخواست نمود . و حكم شد كه او را با سلطان عليشير ، حاكم ماردين به سلطانيه برند . و از آنجا مصر را به سمرقند بردند . و جميع اسباب قلعه به دست لشكريان افتاد و امير اتلمش به محافظت قلعه مقرر شد . و امير حاجى سيف الدين از سمرقند آمده سخنان ملكى به عرض رسانيد . و امير طهرتن نيز حكومت ولايت خود [ ارزنجان ] يافته رخصت يافت . و حاكم قلعهء آيدين « 1 » كه امير جاكو در پاى آن قلعه بود از راه ديگر به درگاه آمد و نوازش يافت و به ولايت خود بازآمد . امير برهان اغلان و امير حاجى سيف الدين و امير جهانشاه بهادر به ولايت گرجستان حسب الحكم رفتند . « 2 » و آن حضرت به آلاتاغ رفته ، شكاركنان در ظاهر قرس نزول نمود و چند روز آنجا به عيش و عشرت گذشت . و خبر ولادت ميرزا ابراهيم سلطان بن اميرزاده شاهرخ بهادر اينجا رسيد و موجب خوشحالى بسيار شد . و امرايى كه به گرجستان رفته بودند ، در اين منزل به سعادت ملازمت مظفر و منصور بازآمدند . و اميرزاده شاهرخ در اين ايام رخصت ماوراء النهر يافته به سمرقند رفت و آن حضرت خواتين را به سلطانيه فرستاده به كوهستان گرجستان روان شد . و گرجيان را در موضع قراقلقانليق « 3 » كه كوههاى بلند و جنگل بسيار دارد ، مقهور ساخته و تفليس كه تختگاه آن ولايت است ، به سعادت نزول فرمود و از آنجا به ولايت شكّى آمد و به جهت تسخير ولايت برتاز « 4 » ، امير سيف الدين و امير جهانشاه بهادر و جمعى ديگر را فرستاد . و ايشان با غنيمت بسيار مظفر و منصور از آنجا بازآمدند . و امير شيخ نور الدين نيز به كوهستان رفته غنيمت بسيار يافته معاودت نمود . و در اين وقت خبر رسيد كه فوجى گران از لشكر توقتمش خان از دربند گذشته بعضى از بلاد شيروان را تاختند . و آن حضرت از شكّى به دفع شر ايشان متوجه شد . دشمنان چون اين خبر شنيدند ، صلاح خود در مراجعت دانسته به تعجيل هرچه تمامتر معاودت نمودند و آن حضرت در كنار آب كر « 5 » گريختن مخالفان شنيد . يورتچيان را حكم فرمود كه يورتى مناسب قشلاق را تفحص نمايند و در علفزار محمودآباد « 6 » بر امراى برانغاز و جرانغار و شاهزادگان يورتها بخش كرده فرود آمدند و اروق از سلطانيه طلب فرمود . سراى ملك خانيم و تومان آغا
--> ( 1 ) . - امير بايزيد . ( 2 ) . روضة الصفا : به سوى گرجستان و اقسقا ( اخسقه ) روانه ساخت . ( 3 ) . متن : قراملعان ( 4 ) . م ، ش : بوقا ؛ ق : برتا ؛ تصحيح بر اساس متن روضة الصفا و ظفرنامهء يزدى . ( 5 ) . ق : كرم ؛ م ، ش : كرخو . ( 6 ) . روضة الصفا : « در نزديكى قريهء فخرآباد در قالين گنبد فرود آمد . »